سيد صادق سجادى

223

تاريخ برمكيان ( فارسى )

ترا وقتى ديگر حاجت افتد ، من اجازت دادم كه بر هريك « 1 » از بزرگان ملك « 2 » نامه از زبان من بپردازى و غرض خود حاصل كنى . ناگاه « 3 » در اثناء محاوره از زبان معاذ بيرون آمد كه شرمندهء كرم توام . مال بسيار و اسباب بىشمار پيش در تو آورده‌ام . هر كه را بايد « 4 » بفرماى تا بدهند و قدرى از آن‌كه من بينوا نمانم به من ده . يحيى ازين سخن برنجيد و برآشفت . او را گفت كه دريغ اين همه هنر و فضل كه حاصل كرده‌اى . مرا چون « 5 » شناختى و چگونه دون‌همّت تصور نمودى كه نظر من « 6 » در عطيّهء مردمان خواهد بود و چشم بر احسان ديگران خواهم داشت ؟ معاذ از گفتن خود پشيمان شد و حيران و متحيّر بماند و ساعتى سر در پيش انداخت « 7 » . چون يحيى از آن غضب « 8 » باز آمد فرمود تا سيصد هزار درم ديگر ، و پنجاه هزار « 9 » نعمتهاى ديگر ، از اسپان و اشتران و استران « 10 » و غلامان و كنيزكان و جامه‌هايى كه از عبد اللّه هاشمى يافته بود همان مقدار ديگر ، در خانهء يحيى به دو تسليم نمودند و او را فرمود كه ترا از جمله معتمدان و مخصوصان مجلس خاص خود گردانيدم و هر روز « 11 » بايد كه بر من بيايى كه در تو اوصاف نيكو بسيار ديدم « 12 » . معاذ حرب شادمان و خوشحال « 13 » در خانهء خود آمد و خيل و تابع « 14 » و زن و فرزندان و اقرباء او در ناز و نعمت افتادند و او باقى عمر در مدح آل « 15 » برمك شعرها پرداخت و همچنين كرمى « 16 » از آل برمك ماند . و بزرگان گفته‌اند كه مگر آل برمك « 17 » از ملايك‌اند و الّا در آدمى اين خلق و كرم نمىباشد . و اللّه اعلم بالصّواب .

--> ( 1 ) . اساس : كه بر هر كه . ( 2 ) . اساس : از بزرگان ملك بار دهد . ك : از اركان دولت ملك . ( 3 ) . اساس : - ناگاه . ( 4 ) . اساس : - شرمنده . ( 5 ) . ك : + خود . ( 6 ) . اساس : - من . ( 7 ) . اساس : - سر . . . انداخت . ( 8 ) . ك : اعراض و غضب . ( 9 ) . ك : سه صد و پنجاه هزار درم . ( 10 ) . ك : - و استران . ( 11 ) . اساس : - ترا . . . هر روز . ( 12 ) . ك : - در تو . . . ديدم . ( 13 ) . ك : شادان و فرحان . ( 14 ) . ك : تبع . ( 15 ) . اساس : - آل . ( 16 ) . ك : - كرمى . ( 17 ) . اساس : - آل برمك .